السيد الخميني (مترجم: اسلامى)

407

تحرير الوسيلة (فارسى)

نكرده باشد ، بجا نياورده ، واجب نيست ، و اگر كسى خودش را بيهوش كند ( و در نتيجه ، نماز ترك شود ) بنابر احتياط واجب بايد قضا نمايد ، و ( قضاى نماز ) بر كافر اصلى كه در حال كفر نمازها را نخوانده است ، واجب نيست ، بر خلاف كافر مرتد كه بر او واجب است بعد از توبه ، نمازهائى را كه در حال ارتداد نخوانده ، قضا نمايد ، و بنابر قول اصحّ از او صحيح است ، اگر چه ، ارتدادش فطرى باشد ، و ( قضاى نماز ) بر زنى كه خون حيض و نفاس در تمام وقت نماز مىبيند واجب نيست . ( 1 ) مسألهء 1 - بر شخص مخالف ، بعد از آنكه بينا شد ( و مذهب اهل بيت را پذيرفت ) ، قضاى نمازهايى را كه نخوانده يا بر خلاف مذهب خود خوانده است ، واجب است ، بر خلاف آنكه ، مطابق مذهب خود خوانده باشد كه بر او قضاى اين نمازها واجب نيست ، اگر چه نمازهايش طبق مذهب ما باطل باشد ولى اگر در وقت نماز بينائى پيدا كند ( و مذهب اهل بيت را اختيار كند ) بر او اداى نماز واجب است ، بنابراين اگر آن را نخواند يا بر اساس مذهب حق ، باطل بجا آورد ، بر او واجب است قضاء نمايد . ( 2 ) مسألهء 2 - اگر در وقت نماز بچه بالغ شود و ديوانه به عقل بيايد و بيهوش به هوش آيد ، بر آنها واجب است نماز آن وقت را اداء كنند ، اگر چه جز به يك ركعت نماز با طهارت ( وضو ، غسل ، تيمم ) و لو اينكه تيمم باشد ، نرسند ، و اگر نخوانند ، قضاى آن نماز بر آنها واجب است و همچنين است زنى كه خون حيض يا نفاس داشته و عذرش در وقت ، بر طرف شده است ، كما اينكه اگر حالت ديوانگى يا بيهوشى يا حيض يا نفاس ( بر شخص ) عارض شود بعد از آنكه از اول وقت نماز به مقدار وقت خواندن نماز شخص مختار كه بر حسب حال آنها - در سفر باشند يا در حضر ، وضو بگيرند يا تيمم - متفاوت است ، بگذرد و نماز نخوانند ، قضا بر آنها واجب مىشود . ( 3 ) مسألهء 3 - كسى كه هيچ يك از دو طهور - آب و خاك - را ندارد ، قضاى نماز بر او واجب است و بنابر اقوا اداى نماز از او ساقط است ، لكن احتياطا اداء را ( هم ) بجا آورد و ترك اين احتياط سزاوار نيست . ( 4 ) مسألهء 4 - قضاى نمازهاى واجب غير يوميه واجب است مگر نماز عيد فطر و قربان ( كه در زمان حضور امام ( عليه السّلام ) واجب است ) و بعضى از صورتهاى نماز آيات ( كه گذشت ) حتّى بنابر احتياط ( واجب ) ، نمازى كه نذر كرده در وقت معيّنى بخواند ( كه اگر در وقت خودش نخواند قضايش واجب است ) . ( 5 ) مسألهء 5 - جايز است قضاى نمازهاى واجب در هر وقت از شب و روز يا در سفر و حضر ، خوانده شود و در سفر بايد قضاى نمازى كه در حضر ترك شده است ، تمام خوانده شود ، و همچنين در حضر ، قضاى نمازى كه در سفر ترك شده است ، بايد شكسته خوانده شود ، و اگر در اوّل وقت نماز ، حاضر بوده و در آخر آن مسافر ، يا برعكس آن ، ميزان ( تمام يا شكسته بودن قضا ) بنا بر قول صحيح‌تر ، زمانى است كه نماز از او فوت شده ( كه آخر وقت باشد ) . بنابراين در صورت اوّل ، نماز را شكسته قضا كند و در صورت دوم ، بايد به صورت تمام قضا نمايد ، ولى احتياط آن است كه هم شكسته بخواند و هم تمام و ترك اين احتياط سزاوار نيست ، و اگر نمازى كه واجب است احتياطا جمع كند هم تمام و هم شكسته بخواند ، ترك شود ، بايد احتياطا قضاى آن هم به هر دو صورت خوانده شود .